آن هنگام كه بنده
خسته وگسسته از دربهاي بسته وكبود روي در هم مي كشيد .آن زمان كه زمان
جز غبار را ا
زدما دم لحظات خويش گذر نميداد . و هنگامي كه افسوس ها فغان را در كشا كش
درد همچون معجوني
پردرد بر گلوي انسان بي گريز فرومي ريخت.معبود در آن سوي آسمانها
از انتهايي تريي
اوج افلاك بنده را فرا خواند:
((بخوانيد مرا تا
اجا بت كنم شمارا!! ))
وآن هنگام بود كه
دست به سجاده برد وآن را بر روي بال هاي فرشتگان پهن نمودونماز را اقامه كرد. آن
لحظه احساس مي كرد اولين روزي ا ست كه به اين جهان پاي گزارده واز هيچ يك ا ز كينه ها ونفرتها ودروغ
هاي اين جهان اطلاعي ندارد ا وزندگي را همچون بهشت پر نعمت معبود مي ديد.نمي توانست آرامش آن لحظات را
توصيف كند.نمي توانست آن بهشت روان را كه همچون مرهمي بود برروي زخم هاي روا نش توصيف
نمايد. او خودرابه مهربان ترين مهربانان نزديك نموده بودوآينه ي گناه را شكسته
وخود را از منجلابي كه براي خود ساخته بيرون كشيده بود.او از دنيايي مي گفت
كه در آن تنها ماواي گرمابخش وجود
آدمييانش آيينه كينه و نفرت بود . از دنيايي مي گفت: كه در آن انسانها طعمه هوا و
هوس خويش گشته و به جاي آنكه صلح و صفا را
به يكديگرارزاني دارند سلاح هاي هسته اي به يكديگر مي بخشند .
تمامي اين نوشته
ها بر پاكترين وپارساترين سجاده هاي گشود بر زمين نگاشته ميشد.زبانش ديگر ناي سخن
گفتن نداشت.
اواز دنيايي دم
مي زد كه درآ ن به هيچ كس جز خدا و كلام
او نمي توان پناه برد. او با نماز زندگي را دوباره آغاز نمود. اگر در چنين دنيايي
مرحمي همچون نماز براي آرا مش روح و جان وجود نداشت انسان چه مي كرد؟ و اين گونه
است كه آرام آرام وجودش را محو او مي سازد و به عظمتش نيت عبادت مي كند. گام به
گام پيش مي رود و تكبير يگانگي اش را به نيت اهرام در ملكوت پاكش به جاي مي آورد و
آنگاه به نام رحمانيت و رحمتش لب مي گشايد و به حمد پاكترين نعمت هايش احديت اش را
مي ستايد اما خصوع و معرفت بنده فراتر از آن است .
به ركوع معبوداش
تعظيم را به جاي آورده وسر بر بندگي ذات مقدس اش مي نمايد وبه ركوع خاك خانه اش بي
صبرانه پاي بوس مي گردد .اين همه تكرار مكرر پروردگاري است كه الام جز به زكرش
تسكين نمي يابد .
تا بدان جا كه
شهادتين را با تمام وجود به عمق جان مي ريزد و بر يگانگي معبود و رسالت پاكترين
بندگانش سوگند ياد مي كند.
چه مي شود بنده
را كه در واپسين لحظات مناجاتش سلام مي دهد و درود را آخرين بدرقه زلال
پاك خلقت مي نمود
السلام عليكم و
رحمت ا... و بركاته
|
+| نوشته شده توسط
afsaneh در یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389
|